گاهی بین بودن و خواستن فاصله ست...
یه وقتایی هس که با تمام وجودت یکیو میخوای...
به خاطرش نفس میکشی...زندگی میکنی....
دنیات زییا میشه...
ولی بودن در کنارش جایز نیس....!
این همون ارزو یا رویای اشتباهه..
چون اون مال تو نیس...
نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن!
هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن.
آدمها که عقیدهات را میپرسند، نظرت را نمیخواهند.
میخواهند با عقیدهی خودشان موافقت کنی.
بحث کردن با آدمها بیفایده است.
(چراغها را من خاموش میکنم / زویا پیرزاد)
مردانگی ات رابا شکستن دل دختری که دیوانه ی توست ثابت نکن
مردانگی ات را با غرور بی اندازه ات به دختری که عاشق توست ثابت نکن
مردانگی را زمانی میتوانی نشان دهی که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده
و با تکیه به غرور تو به قدرت تو در این دنیای پر از نامردی قدم بر میدارد
مـاهـایـے کـﮧ دلمـون میخوـاد تو اُتوبوس تـا ایستگـاه آخر بشینیمـ
مـاهـایـے کـﮧ تو تـاکسـے میچَسبیمـ بـﮧ ـدَر تـا بغل ـدستیمون اذیت نشـﮧ
مـاهـایـے کـﮧ همیشـﮧ سرمون ـو میچسبونیمـ بـﮧ شیشـﮧ ...
مـاهـایـے کـﮧ وقتـے باهامـون ـدَعـوا میکــُنن لبخـنــ:)ــد میزنیمـ
مـاهـایـے کـﮧ غـذایـے کـﮧ دوست نداریمـُ تـا آخـر میخوریمـ
مـاهـایـے کـﮧ دلمـون میگیرهُ میشکــَنیمـ وُ نـاراحت میشیمـ ولـے دیگـﮧ اشکمـون نمیــاد
مـاهـایـے کـﮧ جــَدول خیـابونـو بـﮧ نیمکـت پـارک ترجیح میدیمـ
مـاهـایـے کـﮧ دیگـﮧ
نـﮧ پـاک شـُدن آرایشمـون برـامون مُهمـﮧ
نـﮧ پریـدَن بوے عطرمـون
نـﮧ خـاکـے شـُدن لباسـامون
مـاهـایـے کـﮧ دیگـه هیچکــس برـامون مهمـ نیسـت
مـاهـا همَمـون غممـــون یـﮧ چیـزه ...
یکـے تو زندگیمون هـَست ، کـﮧ نیسـت
یچـے ـزے میگــمـ نــَگیـد نـﮧ ...
مـاهـا همـَمون بـاید از اوّل شـُروع کـُنیم
گاهی اما بدون عشق باید دوباره شروع کرد ....
تنهایی....باید اول خودتو پیدا کنی ....
آنقـدر نیستـی
کــه گاهــی حـــس مـی کنـم
عشــق را نسیـه به مـن داده ای
بی تـابــم !
نقـــد می خــواهـمــت . . .
مخاطب خاص همیشه به این معنی نیست که بهترین مخاطبته
گاهی به این معنیه که :
میتونه خیلی خاص حالتو بگیره
میتونه خیلی خاص تنهات بزاره
میتونه خیلی خاص بگه دوست ندارم
میتونه خیلی خاص بهت بگه تو دیگه کهنه شدی
میتونه خیلی خاص با یکی غیر توام دوست باشه
میتونه خیلی خاص . . . .
بازم بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برای دوست داشتنت نیاز به استخاره نبود
امــا برای با تو بودن و با تو ماندن
سَراپــا نیـــازمند استجابَت دعایم
می گویند عشق خدا به همه یکسان است
ولی من می گویم مرا بیشتر از همه دوست دارد
وگرنه به همه یکی مثل تو میداد …
تو را ..
با دلی پر از خواستن می خواهم ..
همان چیزهائی ..
که من آرزو می کنم..
و “تو”
همه را یکجا داری ..
وقتی رسیدی که شکسته بودم
از همه ی آدما خسته بودم
وقتی رسیدی که نبود امیدی
اما تو مثل معجزه رسیدی
وقتی رسیدی که شکسته بودم
از همه ی آدما خسته بودم
بعد یه عالم اشک و بغض و فریاد
خدا تورو برای من فرستاد
خوب میدوتم جای تو رو زمین نیست
خیلیه فرق تو فقط همین نیست
آدمهای قصه های گذشته
به کسی مثل تو میگن فرشته
فرشته ی نجات ، فرشته ی نجات
تو جون ازم بخواه ، اونم کمه برات
تو همونی که آرزوی من بود
همیشه هرجا روبروی من بود
شبها تو خوابم تورو دیده بودم
خیلی شبها بهت رسیده بودم
ستاره
دلـــم تنگــ است بـــرای تو و دســـتی که حلقــه میکنــــی دورم ُ ...
و همـه چـــیزهای بعــدش ...