عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى


تمام آرزوی منی...

کاش

یکی از آرزوهای تو باشم...♥



تو...


آغوشت را برایم باز نگه دار ...
که من عمریست آغوشم را برای با تو بودن...
بسته نگه داشته ام...


تو که با آمدنت هیچ چیز برایم نیاوردی
نه ارامش، نه امید به آینده، نه..... .....
پس چطور با رفتنت تمام اینها را بردی !!؟

شوخی...


عشق تو
شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد
زیبا بود اما شوخی بود...!
حالا تو بی تقصیری
خدای تو هم بی تقصیر است...!
من تاوان اشتباه خود را پس میدهم
تمام این تنهایی تاوان "جدی گرفتن آن شوخی" است!


گاهی بین بودن و خواستن فاصله ست...

یه وقتایی هس که با تمام وجودت یکیو میخوای...

به خاطرش نفس میکشی...زندگی میکنی....

دنیات زییا میشه...

ولی بودن در کنارش جایز نیس....!

این همون ارزو یا رویای اشتباهه..

چون اون مال تو نیس...



آدم ها...


نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن!

هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن.

آدم‌ها که عقیده‌ات را می‌پرسند، نظرت را نمی‌خواهند.

می‌خواهند با عقیده‌ی خودشان موافقت کنی.

بحث کردن با آدم‌ها بی‌فایده است.


(چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم / زویا پیرزاد)


مردانگی ات رابا شکستن دل دختری که دیوانه ی توست ثابت نکن

مردانگی ات را با غرور بی اندازه ات به دختری که عاشق توست ثابت نکن

مردانگی را زمانی میتوانی نشان دهی که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده

و با تکیه به غرور تو به قدرت تو در این دنیای پر از نامردی قدم بر میدارد


مـاهـایـے کـﮧ دلمـون میخوـاد تو اُتوبوس تـا ایستگـاه آخر بشینیمـ

مـاهـایـے کـﮧ تو تـاکسـے میچَسبیمـ بـﮧ ـدَر تـا بغل ـدستیمون اذیت نشـﮧ

مـاهـایـے کـﮧ همیشـﮧ سرمون ـو میچسبونیمـ بـﮧ شیشـﮧ ...

مـاهـایـے کـﮧ وقتـے باهامـون ـدَعـوا میکــُنن لبخـنــ:)ــد میزنیمـ

مـاهـایـے کـﮧ غـذایـے کـﮧ دوست نداریمـُ تـا آخـر میخوریمـ

مـاهـایـے کـﮧ دلمـون میگیرهُ میشکــَنیمـ وُ نـاراحت میشیمـ ولـے دیگـﮧ اشکمـون نمیــاد

مـاهـایـے کـﮧ جــَدول خیـابونـو بـﮧ نیمکـت پـارک ترجیح میدیمـ

مـاهـایـے کـﮧ دیگـﮧ

نـﮧ پـاک شـُدن آرایشمـون برـامون مُهمـﮧ

نـﮧ پریـدَن بوے عطرمـون

نـﮧ خـاکـے شـُدن لباسـامون

مـاهـایـے کـﮧ دیگـه هیچکــس برـامون مهمـ نیسـت

مـاهـا همَمـون غممـــون یـﮧ چیـزه ...

یکـے تو زندگیمون هـَست ، کـﮧ نیسـت

یچـے ـزے میگــمـ نــَگیـد نـﮧ ...

مـاهـا همـَمون بـاید از اوّل شـُروع کـُنیم

گاهی اما بدون عشق باید دوباره شروع کرد ....


تنهایی....باید اول خودتو پیدا کنی ....




با یک عالمه فاصلـــه از خودم
انتظــــار دارم به تو برسم !
از اول هم آرزوهـــــایم محــــال بودند …





رفتــه ای
و مــن هــر روز،
بــه مــوریــانــه هــایــی فکــر مــی کنــم
کــه آهستــه و آرام
گــوشه هــای خیــال ام را مــی جــونــد!
تــا بــی “خیــال” نشــده ام،
بــرگــرد . . .


آنقـدر نیستـی
کــه گاهــی حـــس مـی کنـم
عشــق را نسیـه به مـن داده ای
بی تـابــم !
نقـــد می خــواهـمــت . . .




واسه یه بی معرفت...


می ترسم از بعضی آدمها ...
آدمهایی که امروز دوستت دارند و فردابدون هیچ توضیحی رهایت می کنند
آدمهایی که امروز پای درد دلت می نشینند و فردا بیرحمانه قضاوتت می کنند ...
آدمهایی که امروز لبخندشان را می بینی و فردا خشم و قهرشان ...
آدمهایی که امروز ...
قدرشناس محبتت هستند و فردا طلبکار محبتت ...
آدمهایی که امروز با تعریف هایشان تو را به عرش می برند و فردا سخت بر زمینت می زنند ...
آدمهایی که مدام رنگ عوض می کنند ...
امروز سفیدند، فردا خاکستری، پس فردا سیاه ...
آدمهایی که فقط ظاهرا آدمند ...
چیزی هستند شبیه مداد رنگی های دوران بچگی مان !!
هر چه بخواهند می کشند ...
هر رنگ که بخواهند می زنند ...

واسه مخاطب خاص که تنهام گذاشت!!


مخاطب خاص همیشه به این معنی نیست که بهترین مخاطبته
گاهی به این معنیه که :
میتونه خیلی خاص حالتو بگیره
میتونه خیلی خاص تنهات بزاره
میتونه خیلی خاص بگه دوست ندارم
میتونه خیلی خاص بهت بگه تو دیگه کهنه شدی
میتونه خیلی خاص با یکی غیر توام دوست باشه
میتونه خیلی خاص . . . .

بازم بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




محض اطلاع..


این وبلاگ شد همون وبلاگ قبلی

انگار خوشی به ما نیومده!!!!




چه خوب است که هستى …
وقتى که هستى ورود هر غریبه اى به این سراى پر از تو

ممنوع میشود …




دلم به بهانه ندیدنت گریست
بگذار بگرید و بداند هرچه خواست همیشه نیست …


 

نـه رضـاست!

نـه ضـامـن آهـو!

امـا هـرچه هست خیلی غریب است حال این روزهـای من!




برای دوست داشتنت نیاز به استخاره نبود
امــا برای با تو بودن و با تو ماندن
سَراپــا نیـــازمند استجابَت دعایم




می گویند عشق خدا به همه یکسان است
ولی من می گویم مرا بیشتر از همه دوست دارد
وگرنه به همه یکی مثل تو میداد …




مثلِ همیشه برای تو می نویسم
تو
به نیت هر که دوست داری بخوان …



تو را ..
با دلی پر از خواستن می خواهم ..
همان چیزهائی ..
که من آرزو می کنم..
و “تو”
همه را یکجا داری ..




فرشته نجات


وقتی رسیدی که شکسته بودم
از همه ی آدما خسته بودم

وقتی رسیدی که نبود امیدی
اما تو مثل معجزه رسیدی

وقتی رسیدی که شکسته بودم
از همه  ی آدما خسته بودم

بعد یه عالم اشک و بغض و فریاد
خدا تورو برای من فرستاد

خوب میدوتم جای تو رو زمین نیست
خیلیه فرق تو فقط همین نیست

آدمهای قصه های گذشته
به کسی مثل تو میگن فرشته

فرشته ی نجات ، فرشته ی نجات
تو جون ازم بخواه ، اونم کمه برات

تو همونی که آرزوی من بود
همیشه هرجا روبروی من بود

شبها تو خوابم تورو دیده بودم

خیلی شبها بهت رسیده بودم



تقدیم به ستاره ی زندگیم...


ستاره


از دست تو نیست دل من از گریه پره
مثه تو طاقت نداره واسه تو هر دم میباره
دیگه اشکای من طاقت موندن ندارن
نباشی بی تو باز میمیرن می ریزن
بی تو هر دم میبارن
تو تمومه دنیامی تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی

یه ستاره داره چشمک میزنه از آسمون
داره دلمو می بره میبره بی نام و نشون
اون ستاره همون چشمای توئه تو آسمون
داره پر پر میزنه دلم واسه دیدن اون
تو تمومه دنیامی تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی

شک نکن....


شک نکن روی زمین

عشق من تویی و بس

وقتی که تو با منی

زندگیم جور دیگه اس






تو...


دلـــم تنگــ  است بـــرای تو و دســـتی که حلقــه می‌کنــــی دورم ُ ...
و همـه چـــیزهای بعــدش ...