-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 مردادماه سال 1391 19:12
انگار صبورتر که مى شوى دنیا پر روتر مى شود…!! دســت رو دلــم نـذار… پـا گـذاشتی کـافیــست..
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 مردادماه سال 1391 19:07
دمش گرم … باران را میگویم…. به شانه ام زد و گفت:من به جایت مى بارم…. امروز را تو استراحت کن….خسته شدى…. در دسترس نبودنت دیگر برایم اهمیتى ندارد! اکنون دیگر نه مشترک هستى نه مورد نظر…!!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 مردادماه سال 1391 16:02
دل دیوونه چشاتو به در ندوز بذار بره ، بذار بره عشق جدیده این روزاش مثل اینکه از ما بهتره مثل اینکه از ما بهتره.....
-
زاپاس
شنبه 21 مردادماه سال 1391 15:58
وقتی قراره که من برات نقش زاپاس رو بازی کنم پس توقع نداشته باش دعایی جز پنچر شدنت برات بکنم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 مردادماه سال 1391 15:56
زیباست احساسم را می گویم نازک است دلم را می گویم گاه شیرین است تنهاییم را می گویم بغض هایت را برای خودت نگه دار گاهی سبک نشوی سنگین تری
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 مردادماه سال 1391 15:49
می گفتند سختی ها نمک زندگیست اما چرا کسی نفهمید (نمک) برای من که خاطراتم زخمیست شور نیست مزه درد میدهد...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 16:23
مشکل از تو نبود از من بود؛ با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود . . . *به ضرب المثل ها اعتمادی نیست * *تازه یا کهنگی اش ، دردی را دوا نمیکند * *ماهی را هر وقت که از آب بگیری ، فقط می میرد!!*
-
آرزو
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 16:22
بعضی ها بهتر است در حد همان آرزو بمانند برآورده شدنشان به بهای شکستن دلت تمام میشود..
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 16:20
هرچقدر هم بگویی : مردها فلان … ! زن ها فلان … ! تنهایی خوب است ؛ دنیا زشت است … و ازین حرفها … آخرش روزی قلبت برای کسی تندتر میزند …
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 12:38
این روزها...بیشتر از قبل ،حال همه را می پُرسم... سنگ صبور غم هایشان می شوم... اشک های ماسیده روی گونه هایشان را پاک می کنم اما...یک نفر پیدا نمی شود که دست زیر چانه ام بگذارد... سرم را بالا بیاورد و بگوید: حالا تـــــــو برایم بگو...!!!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 12:26
هــمه ی نیمکت های پـارک ... دو نفره اند...! بـــــــــــــــــــــــــــــیخیال !!! روی چمن مـــــــــــــــــی شینم اینجا زمین است و رسم آدم هایش عجیب، اینجا گم که میشوی بجای آنکه دنبالت بگردند،فراموشت میکنند. این شعرهابروندبه جهنم! من فقط دیوانه ى آن لحظه ام که قلبت،زیرسرم دست وپابزند...!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 12:23
پای رفتنم میلنگد… مثل پای ماندن تو… دلم تنگ شده براى روزهاى کودکى! که بهانه ى گریه ام داشتن یک عروسک بود! نه یک آدم!!
-
تنها
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 12:21
از تنهاییت دلگیر نباش! و هیچوقت آن را با کسى قسمت نکن… مردم این شهر… تن ها دادند… تا تنها نمانند…
-
قهر
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 11:01
کاش می فهمیدی قهر می کنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلند بگویی بمان نه اینکه شانه بالا بیندازی و ارام بگویی هرطور راحتی....
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 10:54
گناهش گردن خودش! آن روز که حسرتش را خوردم روزه بودم… ازکنارتنهایےمن که میگذرے،گوشہایت رابگیراینجاسکوت آدم راکرمیکند! هیچ وقت واسه نگه داشتن کسی که تفاوتت با بقیه رونمیفهمه تلاش نکن دیگر نمی گویم : گشتم نبود, نگرد نیست بگذار صادقانه بگویم : گشتم اتفاقا بود , فقط مال من نبود… آخر نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 10:51
نذر کرده ام اگر نیایى پیاده….از یادت بروم!! لباسهایم آدم نمیشوند،حتى زمانى که آنها را به بند،دار میزنم! هنوز بوى تورا میدهند… گاهےهیچکس را نداشته باشے بہتراست تاداشتن بعضے ها تنہاترت کند درد داره که همیـــــشه اونــی که تـو خیــالته، بی خیالتــــه
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 10:49
اولین باری که کسی بهم گفت دوسم داره گریه ام گرفت الان کسی میگه دوسم داره خنده ام میگیره به فکر نوازش دستهای منی! بی آنکه بدانی دلم است که تنها مانده دستهایم که دو تایند ! درگفتن و شنیدن کلمه “دوستت دارم” چه هست؟ که کسی که میگوید عاشق تر میشود وکسی که میشنود بی تفاوت تر
-
درد دل
پنجشنبه 19 مردادماه سال 1391 10:36
درد دلهایت را به کسی نگو چون یاد می گیرند چگونه دلت را به درد آورند چه زخم هایی به دلم خورد تا فهمیدم که هیچ نوازشی بی درد نیست من از مرگ ماهی ها میترسم وگرنه درد دلم را به دریا میگفتم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1391 14:30
هراس یعنی من باشم تو باشی ولی حرفی برای گفتن نباشد این روزها زیادی ساکت شده ام حرف هایم نمی دانم چرا به جای گلو ، از چشم هایم بیرون می آیند بـعد از تـــو جواب همــه دوســـتت دارم هــــا مــرســـی شــد...
-
عشق اول
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1391 14:28
همیشه تو بن بست زندگی همه بر میگردن سراغ عشق اولشون ! اما چه سخته اون روزی که عشق اولت رفته باشه سراغ عشق اولش...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1391 14:27
دلم نم نم باران میخواهد... خوش به حالت آسمون چه بی ادعا خودتو خالی میکنی... کرم زشت بود ، پیله بست پروانه شد , زیبا شد رفت حکایت توست که با من اوج گرفتی و شدی مال دیگری! انقدر میگفت دورت بگردم و دورم میگشت که یکدفعه به خودم اومدم دیدم دورم زده رفته!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1391 14:25
سخــت است ببــازی تمـام احـساس پاکت را و هنــــوز نفهمـیده باشی اصلــــا دوستـت داشــت ؟؟؟!!! مگر قلب من بت بود... که خدا تورا برای شکستنش فرستاد! دلم برایت تنگ شده است! دیگه از روزه گرفتنت خسته شده ام کی افطارت فرا میرسد... خوابهایم بوی تن تورا میدهند! نکند آن دورترها نیمه شب درآغوشم میگیری...! برگشتنت همانقدر محال...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1391 12:03
خیلی حالش خراب بود از زمین و زمان بریده بود رفتم تو زندگیش … خیلی طول نکشید که حالش خوب شد تشکر کرد و رفت…!! مــن زانــوهـــایـــم را بــــه آغـــوش کــشیده بـودم وقـتـی تــــو بــرای آغــوش دیـگری زانـــو زده بــودی… دیگر به هوای نازت هیچ مردی سر به بیابان نمی گذارد ! ساده ای لیلی جان…!؟ اینجا مردها با یک کلیک روزی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1391 11:58
آدمیست دیگر ... یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد! دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور ..! "زنده یاد حسین پناهی"
-
قرعه کشی
چهارشنبه 18 مردادماه سال 1391 11:44
قرعه کشی تمام شد . . . تو به اسم دیگری درآمدی . . . تقدیر جای خود . . . اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی !
-
تفاهم
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1391 12:07
وقتی میرفت: گفتم: کجا؟ گفت: به درک… منم گفتم: به درک… و این چنین بود که ما در اوج تفاهم از هم جدا شدیم… !
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1391 12:06
بعضی ها دستشان «رو» میشود امـــــا رویشان کم نمی شود! چقدر زیاد هستند این بعضی ها . . . گاﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯾﻢ… ﯾﺎﺩِ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎﻥ… ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ! با بعضی ها زیادی که صادق باشی رودل می کنند دیگر هزار عرق نعنا هم جوابشان را نمی دهد
-
خاطره خشکی
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1391 12:04
کاش یکی بود که توی کوچهها داد میزد خاطره خشکیه… خاطره خشکیه… اونوقت همه ی خاطراتتو همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن میریختم تو کیسه و میدادم بهش و میرفت ردِ کارش!
-
مواظب خودت بــاش
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1391 12:03
نــه تنهـــا ترکت می کنند … حتـی وقت رفـتن بــا تمام پـــر رویی دستــور هم میدهند : مواظب خودت بــاش … !!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1391 12:01
لیاقت می خواهد واژه ” ما ” شدن لیاقت می خواهد ” شریک ” شدن تو خوش باش به همین ” با هم ” بودن های امروزت من خوشم به خلوت تنهایی ام تو بخند به امروز… من میخندم به فرداهایت بزرگترین اشتباهم این بود که التماست کردم بمانى… نمى ارزیدى !!! دیر فهمیدم..! خــــدایـــــا ؛ هیـــــچ تنهـــــایــــی رو اونقـــــدر تنهـــــا نکــن...