-
بوسه
یکشنبه 23 مهرماه سال 1391 12:17
دارد عــادتــم مـی شـود کــه بــا دلــهره تــو را بـــبوسـم ! مثل گنجــشک هــا کــه هــرگــز آســوده از زمیـن،دانــه بر نمـی چینند !!!! ...................................................................... دلم بوسه ای میخواهد… که از فشارش , چشمانم سیاهی رود! چقدر این سرگیجه ای که از مستی عشق برمی خیزد را دوست دارم !
-
دلتنگی....
پنجشنبه 13 مهرماه سال 1391 11:35
درخت دلتنگ تبر شد وقتی پرنده ها سیمهای برق را به شاخه هاى درخت ترجیح دادند!
-
فراموشی
چهارشنبه 12 مهرماه سال 1391 21:34
آخرین بـاری کـه از تـه دل بـرای رفـتـنـت گـــــریـه کــردم گـفـتـی: تـمـامـش کـن . . . از آن روز بـه احـتـرامـت چـنـان از تـه دل مـی خـنـدم کـه گــاهــی فــرامــوشـــم مـــیـشــود رفـــــتـــــه ای …
-
باران پاییزی
سهشنبه 11 مهرماه سال 1391 11:46
پاییز مرا عاشق می کند ، باران عاشق تر !!! حالا تو بگو این باران پاییزی با من چه می کند ؟؟؟
-
بغض
یکشنبه 9 مهرماه سال 1391 12:28
هر آهنگی که گوش میدهم به هر زبانی که باشد بغضم را میشکند … نمی دانم بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است …
-
ساعت شنی
یکشنبه 9 مهرماه سال 1391 12:24
همـچـون ساعـت شنی شــده ام کــه نـفــس هـای آخـرش را مـیـزنـد و الـتـمـاس مـیـکــنــد یـکـی پـیـدا شـود و بـرش گــردانـد مــن هــم … نه …! ! لـطــفـا بـرم نـگــردانـیـد ! ! ! بــگـذاریــد تــمام شــوم …
-
ناامید
یکشنبه 9 مهرماه سال 1391 12:21
دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست
-
غمگین
یکشنبه 9 مهرماه سال 1391 11:32
مچاله شده ام در خودم با بوی سیگار و طعم تلخ چای مانده پنجره را باز نکن ! امروز دلم می خواهد غمگین باشم …!
-
پشیمونی
شنبه 8 مهرماه سال 1391 19:35
پشیمونــی برای کارایــی که کـــردی به مــرور از بیـــن میــره، اما پشیمونیـــه کارایــی که نکــــردی تا آخر عمـر عذابت میـده!!! مثل عکس انداختن دونفری مثل پریدن دوتایی توی گودال اب مثل لیسیدن دوتایی بستنی قیفی مثل بوسیدن توی اسانسور یا راه پله مثل قدم زدن توی یه روز پاییزی مثل یه رقص دونفری
-
روزمرگی...
شنبه 8 مهرماه سال 1391 19:34
مرا زمانی از دست دادی که میان روزمرگی هایت گم شده بودی و تو فرصت آن را نداشتی که دلتنگم باشی عجب از من!!! تمام دل مشغولی ام تو بودی تمامی دقایقم با تو می گذشت اما حتی در لابه لای دفتر خاطراتت هم نبـودم...
-
پروانه
شنبه 8 مهرماه سال 1391 15:25
مرا ببخش ! اگر به تو پیله کرده ام قدری طاقت بیاوری پروانه ات میشوم …
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 مهرماه سال 1391 15:14
عزیزم چه زیبـا اجرا میکنـی خط به خط تمام گفتــــه هایم را خواســـته هایم را امـــــا برای دیگری!
-
لیاقت
شنبه 8 مهرماه سال 1391 14:58
لیـــاقــت مــی خواهــد بـــودن در شعــر هـــای دختــری که بـــــا تمام عشقــش نبـــودنـــت را اشک مــی ریـــزد تعجـــب نکــــن !! در بی لیـــــاقتی تـــو شکـــی نیـــست اینجـــا دلیـــل بــودنـــت میـــان بغــــض هــــایـــم خــریت خـــودم اســـت نـــه لیـــاقــــت تــــو …!
-
تنهایی
جمعه 7 مهرماه سال 1391 19:38
تنها بودن قدرت می خواهد و این قدرت را کسی به من داد که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم !!
-
لیوان چای..
جمعه 7 مهرماه سال 1391 19:37
لیوان چایی روی میز در انتظار یک بوسه است نه تو می آیی و نه او گرم می ماند چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است ؟؟؟
-
جای خالی تو...
جمعه 7 مهرماه سال 1391 19:30
حجم خالی تو را حجم هیچکس پر نمیکند ، باز هم بگو دوستان به جای ما !
-
غروب
یکشنبه 2 مهرماه سال 1391 16:03
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده
-
باد آورده
یکشنبه 2 مهرماه سال 1391 15:58
آمدنت راحیران بنگرم یا رفتنت را مات بمانم؟! باد آورده را باد می برد قبول !!! دلم را که باد نیاورده بود...
-
انتظار
یکشنبه 2 مهرماه سال 1391 15:55
انتظار… شش حرف و چهار نقطه کلمه ی کوتاهیست اما سالها طول خواهد کشید تا بفهمی یعنی چه کاش منتظرت نبودم کاش می شد گفت “یادت مرا فراموش”
-
دیگری
شنبه 1 مهرماه سال 1391 14:29
خوش به حالت حوا ، خودت بودی و آدمت ! وگرنه آدم تو هم به هوای دیگری می رفت
-
بی کسی
شنبه 1 مهرماه سال 1391 14:23
مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم نه از رفتن کسی دلگیر بی کسی هم عالمی دارد
-
یه روزی
شنبه 1 مهرماه سال 1391 14:11
یه روزی خسته میشی از پرسه و ولگردی یا پشیمون میشی از اینکه منو ول کردی تازه خواستم پر بگیرم که شکستی بالمو تو که جای زانوهام نیستی بفهمی حالمو
-
یک رنگی
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 23:21
ازمیان آدمهای هزار رنگ دلباخته ی یک رنگی او شدم افسوس گذر زمان بیرنگش کرد کمرنگ و کمرنگ تر و آخر محو.....
-
تو...
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 23:08
چاره ای نیست برای من انگار تو از عوارض جانبی زندگی هستی....
-
مرد
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 11:26
چه حرف بی ربطی ست که: مـــرد که گریه نمیکند! گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مـــرد باشی تا بتوانی گریه کنی
-
آرزو
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 11:09
در این دنیا چه بسیارند... آنهایی که در آرزوی قطعه ای نان جان می دهند... و چه بسیار بیشتر که در آرزوی اندکی عشق می میرند
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 11:06
تنهــایـم ... اما دلتنگ آغــوشی نیستــم... خستــه ام ... ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم... چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز... ولــی رازی نـدارم... چــون مدتهــاست دیگــر کسی را "خیلــی" دوست ندارم... فقط خیلـی هـا را دوست دارم
-
بار
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1391 11:01
بعضیا یار نیستن...بارن! وقتی که میرن،آدم حس میکنه "سبک" شده .
-
فراموشی
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1391 13:49
به انگشتم نخ بسته ام تا به یاد آورم که باید فراموشت کنم
-
بی گناه
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1391 13:31
بی گناه پای چوبه دار میخندید نمیدونست دوره ضرب المثل ها به پایین رسیده...