عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى


هنوز منتظرم
وسط یک شب بارانی
که از شدت تب عرق کرده ام
بیدارم کنی و
بگویی
چیزی نیست
خواب می دیدی…



نظرات 4 + ارسال نظر
امید پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 09:19 ب.ظ http://esfand-28.blogfa.com/

ممنون. تو همیشه لطف داری

خواهش میکنم امید جان..
ممنون از حضورت

مهتاب جمعه 21 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 02:29 ب.ظ http://naneveshtehayeman.blogsky.com/

اوقات دلتنگی ام را...

در طولانی ترین خیابان شهر،

پیاده روی می کنم...!!

خیابان تمام میشود،

اما...

اما..
تو تمام نمیشوی

مجتبی شنبه 22 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 06:39 ب.ظ

"چیزی نیست
خواب می دیدی..."
و با اشکهایم خراب کنم تمام دل آشوبه هایم را در آغوشت...

...
جاهایی که چیزی در ادامه متن تون مینویسم، غرض بی ادبی نیست؛ قلمتون به داغ دلم نزدیک شده...
ببخشید...

خیلی هم خوبه...
خوش حال میشم دوست عزیز

سکوت یکشنبه 23 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 05:25 ق.ظ http://4silence.blogfa.com

گاهی حس می کنم خدا زیاد مخاطب این شعر شده. گاهی که پر از دغدغه و غصه ام حس می کنم خدا ما رو در آغوشش میگیره و همین حرفو می زنه.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد