عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

فرشته نجات


وقتی رسیدی که شکسته بودم
از همه ی آدما خسته بودم

وقتی رسیدی که نبود امیدی
اما تو مثل معجزه رسیدی

وقتی رسیدی که شکسته بودم
از همه  ی آدما خسته بودم

بعد یه عالم اشک و بغض و فریاد
خدا تورو برای من فرستاد

خوب میدوتم جای تو رو زمین نیست
خیلیه فرق تو فقط همین نیست

آدمهای قصه های گذشته
به کسی مثل تو میگن فرشته

فرشته ی نجات ، فرشته ی نجات
تو جون ازم بخواه ، اونم کمه برات

تو همونی که آرزوی من بود
همیشه هرجا روبروی من بود

شبها تو خوابم تورو دیده بودم

خیلی شبها بهت رسیده بودم



نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد