عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

ترک...


ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﮎ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻭ ﺩﻭﺍ ﻧﯿﺎﺯ ﻧﯿﺴﺖ
ﮔﺎﻫﯽ
ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺣﺮﻓﯽ
ﺗﻠﺨﯽ ﻧﮕﺎﻫﯽ
ﺧﻮﺏ ﺗﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ..





نظرات 9 + ارسال نظر
مصطفی سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 01:20 ب.ظ http://ghadamhaye-barani.mihanblog.com

کاش باران بگیرد
کاش باران بگیرد و شیشه بخار کند
و من همه ی دلتنگیهایم را
رویش “ها” کنم
و با گوشه ی آستینم
همه را یکباره پاک کنم

کاش...

مصطفی سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 01:22 ب.ظ http://ghadamhaye-barani.mihanblog.com

شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت تنهایی غریب است

ببین با غربتش با ما چه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

که او هرگز شکستم را نفهمید

اگه چه تا ته دنیا صدا کرد

تمام هستی ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
.
.
.
.

ممنونم...فوق العاده زیبا بود!

رویا سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 03:02 ب.ظ http://zemahestan.blogsky.com

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جدا متوجه نشدم....مریمی.. توضیح بیشتر می خوام...
نگاه تلخ که آدمو ترک نمی ده... بیشتر گرفتارت می کنه..!!!!

یه نگاه تلخ نشون اینه که بهت توجهی نداره و براش مهم نیستی...
نگاه تلخ بدتر آدمو نا امید میکنه عزیزم....

پرنده مهاجر جمعه 1 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:41 ب.ظ http://yelaq.blogsky.com

اره ...

حسام یکشنبه 3 دی‌ماه سال 1391 ساعت 12:26 ق.ظ http://saze-shab.blogsky.com/

جمله ات عجیب فازش سنگین بود

رویا سه‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1391 ساعت 06:17 ب.ظ http://zemahestan.blogsky.com

من از این متن دوب رداشت کردم عزیزم....
می دونم که ایهام داشت...

کجایی خانومی نیستی وبلاگم از نشاط افتاده فدات شم....

وقت کنم حتما سر میزنم...جایى هستم که نت ندارم!

رویا پنج‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1391 ساعت 09:29 ب.ظ http://zemahestan.blogsky.com

عزیزم... خیلی خوشحال شدم کامنتت رو دیدم فدات شم..
دوستت دارم مریمی...
آپ کن گلم...

فعلا دسترسى به نت ندارم عزیزم...

farzad سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:35 ق.ظ http://ma2ta11.blogsky.com

می خواهم گریــــه کنـــم! وقتی زَبانتــــ میگیـــرد و مـــرا لحظه ای "شمــــا".. خطــاب میکنــی... من فـــاصله بین "شما" با "تـــو" را.. چگــــونه پـــر کنـــم؟! ...

مرسى..زیبا بود

رویا پنج‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1391 ساعت 05:03 ب.ظ http://zemahestan.blogsky.com

مریم جان دلم خیلی برات تنگ شده ها...
کجایی اخه...؟؟؟
تاریخ اخرین پستت رو بخون؟؟؟؟؟

شرمنده عزیزم....مشکلی داشتم نمیتونستم بیام نت...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد