من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم..میدانم یک روز این ها را میخوانى
درباره من
من یه آذر ماهیم
یه آذر ماهی مغرور نیست،خودخواه نیست،فقط منطقی حرف میزنه و برای همه چیز دنبال دلیل میگرده
هیچوقت به کسی ظلم نمیکنه چون قانونش تو زندگی عشق و مهربونیه
آگه به یه آذر ماهی دروغ گفتی و اون باور کرد این از زرنگی تو نیست
از سادگیه اونه که همه رو مثل خودش صاف و شفاف میبینه !!
ادامه...
می خواهم گریــــه کنـــم! وقتی زَبانتــــ میگیـــرد و مـــرا لحظه ای "شمــــا".. خطــاب میکنــی... من فـــاصله بین "شما" با "تـــو" را.. چگــــونه پـــر کنـــم؟! ...
کاش باران بگیرد
کاش باران بگیرد و شیشه بخار کند
و من همه ی دلتنگیهایم را
رویش “ها” کنم
و با گوشه ی آستینم
همه را یکباره پاک کنم
کاش...
شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با ما چه ها کرد
تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
که او هرگز شکستم را نفهمید
اگه چه تا ته دنیا صدا کرد
تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
.
.
.
.
ممنونم...فوق العاده زیبا بود!
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جدا متوجه نشدم....مریمی.. توضیح بیشتر می خوام...
نگاه تلخ که آدمو ترک نمی ده... بیشتر گرفتارت می کنه..!!!!
یه نگاه تلخ نشون اینه که بهت توجهی نداره و براش مهم نیستی...
نگاه تلخ بدتر آدمو نا امید میکنه عزیزم....
اره ...
جمله ات عجیب فازش سنگین بود
من از این متن دوب رداشت کردم عزیزم....
می دونم که ایهام داشت...
کجایی خانومی نیستی وبلاگم از نشاط افتاده فدات شم....
وقت کنم حتما سر میزنم...جایى هستم که نت ندارم!
عزیزم... خیلی خوشحال شدم کامنتت رو دیدم فدات شم..
دوستت دارم مریمی...
آپ کن گلم...
فعلا دسترسى به نت ندارم عزیزم...
می خواهم گریــــه کنـــم! وقتی زَبانتــــ میگیـــرد و مـــرا لحظه ای "شمــــا".. خطــاب میکنــی... من فـــاصله بین "شما" با "تـــو" را.. چگــــونه پـــر کنـــم؟! ...
مرسى..زیبا بود
مریم جان دلم خیلی برات تنگ شده ها...
کجایی اخه...؟؟؟
تاریخ اخرین پستت رو بخون؟؟؟؟؟
شرمنده عزیزم....مشکلی داشتم نمیتونستم بیام نت...