عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

تفاوت


شک کرده بودم کسی بین ماست !
حالا یقین دارم “من” بین دو نفر بودم !
چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من !!!





نظرات 8 + ارسال نظر
مهتاب دوشنبه 20 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 06:31 ب.ظ http://naneveshtehayeman.blogsky.com

دنیای دستها از هر دنیایی بی وفاتر است...
امروز دستهایت را میگیرند...
قصه ی عادت که شدی...
همان دستها را برایت تکان میدهند!

آره واقعا....

پرنده مهاجر دوشنبه 20 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 08:51 ب.ظ http://yelaq.blogsky.com

معمولا خیلی چیزها اونطور که ما نیگا می کنیم نیستن...

آره....همیشه برعکسه همه چیز...

رویا دوشنبه 20 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:20 ب.ظ http://zemahestan.blogsky.com

سلام عزیز دل...
اره چقدر فرق می کنه چی ببینی و چی ببینن!!!
عالی بودی گلم....

سلام گلم...
مرسی...

افسانه سه‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:05 ب.ظ http://gtale.blogsky.com/



چه سخت...
هم ابر باشد ! …
هم باران باشد ! …
هم خیابان ِ خیس باشد ! …
امـــــا…
نه تـــــو باشی …
نه دستی برای فشردن باشد …
نه پایی برای قدم زدن باشد …
و نه نگاهـــی برای زل زدن


متن قشنگی بود...مخصوصا تو این هوای بارونی....

اسلیپک چهارشنبه 22 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 01:19 ب.ظ http://www.sleepak.blogsky.com/

یقین ها
آره آن همیشه زشت است.

روزبــــــــــه چهارشنبه 22 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 03:28 ب.ظ http://my-truelove.blogfa.com

اگه یه روز فرزندی داشته باشم... بیشتر از هر اسباب ‌بازی دیگه‌ای براش (بادکنک) می‌خرم... بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد می‌ده : بهش یاد می‌ده که باید بزرگ باشه اما سبک ،تا بتونه بالاتر بره ... بهش یاد می‌ده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن ! پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه . و مهمتر از همه : بهش یاد می‌ده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده ، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده ….

زیبا بود...یه دنیا تشکر..

روزبــــــــــه چهارشنبه 22 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 03:32 ب.ظ http://my-truelove.blogfa.com

در دفتر شعرم
وقتی به نام تو می رسم
خیالم ابری می شود
و چشمانم بارانی
که آرام شروع به باریدن بر نام تو می کند
تو بزرگ می شوی
جوانه می زنی
و سبز می شوی
گل می دهی
و من
چون قطره ی شبنم
میان گلبرگ های آغوشت به خوابی عمیق فرو می روم ...

------------------------------
آپ میشى چرا خبر نمیدى ؟؟

زیبا بود....ممنون دوست خوبم! من اهل خبر دادن نیستم کسى که دوست داشته باشه خودش سر میزنه..

مصطفی شنبه 25 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 12:12 ب.ظ http://ghadamhaye-barani.mihanblog.com

باز امشب من و این آه
دستم از دست تو کوتاه
دلم از یاد تو لبریز
ماه شب سرد و غم انگیز
کاروانهای خیالم همه خسته
از غم دوری آن منزل پنهان
به گل راه نشسته
آرزوها همه در بند
چهره خالیست ز لبخند
بال رویای مرا باغم روی تو شکستند
همه شب یاد تو بودم
همه شب...
شعر تو را در دل مهتاب سرودم

یه دنیا تشکر......

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد