عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

چای....


هر بار خواست چای بریزد نمانده ای

رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای

تنها دلش خوش است به اینکه یکی دو بار

با واسطه "سلام" برایش رسانده ای

حالا صدای او به خودش هم نمیرسد

از بس که بغض توی گلویش چپانده ای

دیدم که شهر باز پر از عطر مریم است

گفتند باز روسری ات را تکانده ای

میخندی و برایت مهم نیست ...

ای دریغ .....


من آن نهنگی ام که به ساحل کشانده ای

بدبخت من...

فلک زده من...

بد بیار من...

امروز عصر چای ندارم... تو مانده ای!


( اینو یکی از دوستام برام گذاشته...ازش ممنونم)



نظرات 2 + ارسال نظر
حسام شنبه 11 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 10:52 ب.ظ http://saze-shab.blogsky.com/

خیلی قشنگ بود
دستت دوستت هم درد نکنه

آره..منم خیلی دوسش داشتم...

sarina یکشنبه 12 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 04:37 ب.ظ

آخیییی ممنون مریم جونم

خواهش میکنم گلم...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد