عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى


ﺑﺒــــــــــﺎﺭ ﺑــــــــﺎﺭﺍﻥ .…
ﻣـــــــــــــﻦ ﺳـــــــــــفر ﮐـــــــﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺭم ﮐــــــــﻪ
ﯾــــــــﺎﺩﻡ ﺭﻓــــﺘﻪ…
ﺁب ﭘﺸت سرش ﺑـﺮﯾــــــــﺰم..… 




نظرات 7 + ارسال نظر
[ بدون نام ] دوشنبه 22 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 02:17 ب.ظ

salam azizam khoobi?matalebet vaghean khoobe va zibast be manam sar bezan azizam.asheghanehaaa.blogsky.

سلام عزیزم...
مرسی از حضورت...
باشه حتما سر میزنم..

Pesarake baMAREFAT دوشنبه 22 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 02:32 ب.ظ http://masoud3353.blogfa.com

هه...

مهتاب دوشنبه 22 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 06:34 ب.ظ http://naneveshtehayeman.blogsky.com

بگو چه مخدری بود
در بودنت
...
که اینهمه نبودنت را
درد میکشم...

رویا دوشنبه 22 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 08:26 ب.ظ http://zemahestan.blogsky.com

آخی عزیزم.... مریم جوووون بارون امروز بدجوری دلگیر بود... وقتی داشتم می رفتم دانشکده یاس و ناامیدی رو تو چهره ی همه خوندم.... شایدم چون خودم مایوس بودم دیدم به همه عوض شد... خلاصه بارونی نبود که حالمو زیبا کنه... برخلاف تموم بارونایی که تا حالا شنیدنشون و دیدنشون رو آرزو داشتم...


هربار که میام با خودم میگم آخه من چی بنویسم در مقابل اینهمه ذوق و لطافت ؟؟؟ اصلا چی دارم که بنویسم؟؟؟!!!!
کم میارم... باور کن... فقط بدون از دوستی با تو و از حضورت خیلی خوشحالم گل مریم عزیزم....

مرسی عزیزم...لطف داری

Pesarake baMAREFAT سه‌شنبه 23 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 11:55 ق.ظ http://masoud3353.blogfa.com

دلتنگی های خاکستری

ابرای گرفته

بغض همیشگی

کاغذای خط خطی دوره برم

یادش بخیر... تو یادت میاد ؟ من واست می نوشتم تو هم واسه من

روی برفا حرف اول اسم منو می نوشتی و من عاشقونه نگات می کردم

یادش بخیر...

تو راه خونه تو جاده خلوت جز ما دوتا کسی نبود لبامون نشست رو هم دستامون تو دست هم

یادش بخیر...

اولین باری که تو بغلم آروم گرفتی یادته؟

نمی دونی چقدر غرق آرامش بودم،کاش می دونستی تو دلم از عشقت چیا ساختم...

بارون دیگه داره میاد،من اما مغرورانه با بغض درونم می جنگم

خدایا این غربت من چیست که نزدیکنرینم انقدر از من دور هست

من از خود سیرم خسته از این همه من بودن

به سویت می آیم مرا در آغوشت بپذیر...

mani سه‌شنبه 23 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 07:30 ب.ظ

از نگاهت تا دلم
رنگین کمان گل می کند
با تو باید
مثل باران حرف زد !

زیبا بود...
مرسی...

حسام جمعه 26 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 12:19 ق.ظ http://saze-shab.blogsky.com/

هرچی میام پایین تر چیزایه جدید یادم میاد
راستی منم لینکت کردم
---------------------

مرسی...ممنون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد