من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم..میدانم یک روز این ها را میخوانى
درباره من
من یه آذر ماهیم
یه آذر ماهی مغرور نیست،خودخواه نیست،فقط منطقی حرف میزنه و برای همه چیز دنبال دلیل میگرده
هیچوقت به کسی ظلم نمیکنه چون قانونش تو زندگی عشق و مهربونیه
آگه به یه آذر ماهی دروغ گفتی و اون باور کرد این از زرنگی تو نیست
از سادگیه اونه که همه رو مثل خودش صاف و شفاف میبینه !!
ادامه...
دست هات را, گوش دست هات را بگذار روی لب های دست های من!
نمی شنوی؟ چقدر نرم و فصیح و قشنگ حرف میزند! چقدر خوب می گوید! می فهمی؟
آره, می فهمی, از چشم هات پیداست, در چشم هات میخوانم که داری می فهمی!
معنی کلماتش را که از دست های من می شنوی, دست های من که حرف های زیبا و نرم او را در دست های رام و حرف شنو تو زمزمه می کند, معنی کلماتش را در جوی رگ های تو می ریزد و جویبار خون گرم و جوشان رگ های تو آنها را به شتاب در قلبت می ریزد و من اکنون موج سخنان او را, سایه حرف های او را بر روی پوست چهره ات, در شکفتن گل گونه هایت, در سنگینی مست چشم هایت, در نشئه ی پر محبت دو نگاهت, در تپش پنهانی موج های خفیف لب هایت, در شرم بناگوشت, در تواضع قشنگ معنی دار گیسوانت و در برق متغیر و پرسکون پیشانی ات, در سراسر چهره ات درست می بینم, می بینم که داری گوش می دهی و می شنوی و می فهمی...
دکتر شهید....علی شریعتی...
مرسی رویا... با این متن زیبا غافلگیرم کردی...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
شاید رسیده باشه... آخ اگه به گوشم برسه مریم....!!! چه لذتی می برم...
اما واسه حال خودم خدا نکنه اون روز برسه.....
منم فکر میکردم شنیدنش لذت بخشه
اما وقتی شنیدم حال خودم بدتر شد
راجع به متن زیر عنوان وبلاگ خوشگلت باید بگم.... :
دست ها سخن میگویند...
دست هات را, گوش دست هات را بگذار روی لب های دست های من!
نمی شنوی؟ چقدر نرم و فصیح و قشنگ حرف میزند! چقدر خوب می گوید! می فهمی؟
آره, می فهمی, از چشم هات پیداست, در چشم هات میخوانم که داری می فهمی!
معنی کلماتش را که از دست های من می شنوی, دست های من که حرف های زیبا و نرم او را در دست های رام و حرف شنو تو زمزمه می کند, معنی کلماتش را در جوی رگ های تو می ریزد و جویبار خون گرم و جوشان رگ های تو آنها را به شتاب در قلبت می ریزد و من اکنون موج سخنان او را, سایه حرف های او را بر روی پوست چهره ات, در شکفتن گل گونه هایت, در سنگینی مست چشم هایت, در نشئه ی پر محبت دو نگاهت, در تپش پنهانی موج های خفیف لب هایت, در شرم بناگوشت, در تواضع قشنگ معنی دار گیسوانت و در برق متغیر و پرسکون پیشانی ات, در سراسر چهره ات درست می بینم, می بینم که داری گوش می دهی و می شنوی و می فهمی...
دکتر شهید....علی شریعتی...
مرسی رویا...
با این متن زیبا غافلگیرم کردی...