عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

باران....


چه سنگین گذشت عصر بارانی ام

گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را
گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود
تا حرفهایم
در بستری از بغض بخوابند..







نظرات 2 + ارسال نظر
رویا شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:32 ب.ظ http://zemahestan.blogsky.com

سلام مریم جوووووونم....
مثل همیشه خوب و عالی نوشتی....

سلام عزیزم....
تو هم مثل همیشه خوشحالم کردی از حضورت..

احسان یکشنبه 30 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 06:39 ب.ظ http://www.sigma-zigma.blogsky.com

گویی نوازش نمیکرد باران صورتم را
حتی اشکهایم نیز صورتم را نوازش نمیکردند

آخه وقتی بارون میاد رو صورت یه عاشق مثل من
حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه....

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد