عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

فرشته نجات...


تقدیم به یه دوست خوب


....................................................................


وقتی رسیدی که شکسته بودم
از همه ی آدما خسته بودم

وقتی رسیدی که نبود امیدی
اما تو مثل معجزه رسیدی

وقتی رسیدی که شکسته بودم
از همه  ی آدما خسته بودم

بعد یه عالم اشک و بغض و فریاد
خدا تورو برای من فرستاد

خوب میدوتم جای تو رو زمین نیست
خیلیه فرق تو فقط همین نیست

آدمهای قصه های گذشته
به کسی مثل تو میگن فرشته

فرشته ی نجات ، فرشته ی نجات
تو جون ازم بخواه ، اونم کمه برات

تو همونی که آرزوی من بود
همیشه هرجا روبروی من بود

شبها تو خوابم تورو دیده بودم

خیلی شبها بهت رسیده بودم






نظرات 4 + ارسال نظر
Pesarake baMAREFAT پنج‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 01:47 ب.ظ http://masoud3353.blogfa.com

fadaye dele shekastat

خدا نکنه.......

افسانه پنج‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 02:40 ب.ظ http://gtale.blogsky.com


اگر روزی دلت لبریز غم بود

گذارت بر مزار کهنه ام بود

بگو این بی نصیب خفته در خاک

یه روزی عاشق و دیوانه ام بود

ممنون از حضورتون.....

صادق پنج‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 08:11 ب.ظ http://yelaq.blogsky.com

افسوس چقدر زود،دیر می شود... .

مرسی از حضورتون...

sarina جمعه 28 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 09:31 ق.ظ

دیگه مریم جان اتقدگله نکن خوبه که حداقل رسیده....موقعیتش مهم نیس مهم اینه که رسیده شوخی کردم مرسی بابت شعرزیبایی که گذاشتی

آره .....
خیلی خوشحالم که رسیده و هست...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد