من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم..میدانم یک روز این ها را میخوانى
درباره من
من یه آذر ماهیم
یه آذر ماهی مغرور نیست،خودخواه نیست،فقط منطقی حرف میزنه و برای همه چیز دنبال دلیل میگرده
هیچوقت به کسی ظلم نمیکنه چون قانونش تو زندگی عشق و مهربونیه
آگه به یه آذر ماهی دروغ گفتی و اون باور کرد این از زرنگی تو نیست
از سادگیه اونه که همه رو مثل خودش صاف و شفاف میبینه !!
ادامه...
مدتیــــست دلم شکســــته از همان جای قبلـی … !
کاش میشد آخر اسمــت نقطه گذاشت تا دیگر شــــروع نشوی … !
کاش میشـــــــد فریاد بزنم : “ پایــــــان ”
دلم خیـــــــلی گرفته اســـت …………..
اینجا نمیتـــــوان به کسی نزدیـــــــک شـــــــد …
آدمهـــا از دور دوست داشتــــنی ترنــــد … !
دستانت راز التماسی است
و آخرین آرزوی تو در این نیمه شب تنها
کلامیست با خدا
و تو کلام نا تمام منی
که بر لبانم مانده است
ای:ناجی و نجات دهنده من
من تو را تا انتهای این راه
و یا از ابتدای این روز
به خاطراتم سپرده ام
تا در این آشفته بازار
چگونه کلام ناگفته ام را که بر لبانم مانده است
بازگویم...
کٍی توان تو را برای سرودی دیگر خواند
بیاد آور که روح عظیم تو
به چه می اندیشد
که تو از بیکرانی آمده ای
که آنجا را بهشت گویند
و کجا باید سفری را آغاز کرد
درون چشمانت که تو انجا باشی
شاید؛وقتی دیگر
باز تو را
در اندشه خام خود دیدم
با این کامنت هایی که میذاری حس خوبی بهم میدی...
همیشه غافلگیرم میکنی...
باید به بعضیـــــــــــا گفت : عـــزیـــزم
تـــــــو روی پاهــات نمی تونــــی وایســـی
چـــــــه بـــرســــــــه به حرفــــات ............!
من هرکاری میکنم نمیتونم تو وبت نظر بذارم...
تو هیچ پستی نظرات باز نمیشه...
سلام
ممنونم از حضورتون!
شما انگار نسبتی با آقا سعید احمد÷ور دارید.
البته باید بگم زندگی معنی خیلی زیادی دارها...
فقط باید دنبالش رفت و ÷یداش کرد.
عین یه لغت رو که وقتی گم می کنین از لغت نامه ÷یدا می کنین.
موفق باشید و سربلند دوست گرامی!
سلام....
بله...آقا سعید داداشمه...
شما هم موفق باشین و سر بلند .....
تاینـ بـــار کــــه آمدیــــ
دستـانتـــ را رویـــــ قلبــــمـــ بــگـــذار تـــــا بفهمـیــ اینــــ دلــ بـا دیدنـــــ تــو نمــی تپـد ...
میلــــــرزد !!!
لایک.....
هووووووووووووووومم زیباااااااا
میتــرســم…
کسـی بــوی ِ تنـت را بگیــرد
نغمــه ِ دلـت را بشنــود
و تو خــو بگیــری به مـــآنـدنـش!!!
چـه احســآس ِخـط خطــی و مبـهـمـ یسـت!
ایــن عــآشقــآنـه هــآی حســود مــن …
.
.
.
یعنی میشود روزی برسد که بیایی
مرا در اغوش بگیـــری بخواهم گله کـنم
بگویی هیس همه کابوس ها تموم شد...
میخواهم امشـب تـــا صبح دیووانه ات کنم؟
خیلی سخت بود … با ” بُغض ” نوشتم , با ” خـــنده ” خواندی . . .
.
.
.
فکر می کردم تو همـــــدردی
ولی نـــــه...
!!تو هـم "دردی"
.
.
.
دوباره شب ... دوباره تنهایی
و خودکاری که با همه ابرهای عالم
هم پر نمی شود
دوباره شب ... دوباره یادتو
که این دل تنها را
بیدار نگه داشته است!
.
.
.
لعنتـــــــــــــی هنوز هم تمام رویای من به هم ریختن موهایت است...!!
نمیخوام بگم که برگرد
نمیخوام منو ببینی
چون دیگه چیزی ندارم
که بخوای ازم بگیری
نه دیگه دوست ندارم
نه دیگه برام مهمی
نه برو واسه همیشه
تو دیگه واسم غریبی
کاش که من عاشق نبودم
عاشق یه عشق بیهوده نبودم
من دیگه حرفی ندارم
اینو تو خودت میدونی