عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

عادت یا عشق.....نمیدونم

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم.‏‎.‎میدانم یک روز این ها را میخوانى

وقــتی همه چیز خوبه
میترسم …
مـا به لنگیدن یک جای کار
عـــادت کـــرده ایـــم . . .


برای من

برای من همین خوبه که با رویات میشینم
تورو از دور میبوسم تورو از دور میبینم

برای من همین خوبه بگیرم رد دنیاتو
ببینم هرکجا میرم از اونجا رد شدم با تو

همین که حال من خوش نیست همین که قلبم آشوبه
تو خوش باشی برای من همین بد بودنم خوبه

به اینکه بغضم از چی بود به اینکه تو دلم چی نیست
تمام عمر خندیدم تمام عمر شوخی نیست

برای من همین خوبه بدونی بی تو نابودم
اگر جایی ازت گفتن بگم من عاشقت بودم

برای من همین خوبه که از هرکی تورو دیده
شبی صدبار میپرسم ازم چیزی نپرسیده

نقطه پایان

تورو کجا گمت کردم بگو کجای این قصه
که حتی جوهر شعرم همینو از تو میپرسه

که چی شد اونهمه رویا همون قصری که می ساختیم
دارم حس میکنم شاید من و تو عشقو نشناختیم

میون قلبای امروزی ما نمیدونم چرا نمیشه پل بست
مثه دو ماهی افتاده بر خاک به دور از چشم دریا رفتیم از دست

به لطف و حرمت خاطره هامون نگو همیشه یاد من میمونی
که نه من مثل اون روزای دورم نه تو دیگه برای من همونی

بذار جز این سکوت سرد لبهات برام چیزی به یادگار نمونه
بذار تا نقطه ی پایان این عشق مثل اشکی بشینه روی گونه

تحمل میکنم غیبت ماهو میدونم نیمه ی همدیگه هستیم
نشد پیدا بشیم تو متن قصه به رسم عاشقی هر دو شکستیم



یکی به جای من

یکی به جای من هست که تو دلت نشسته
اینم سهم من از دنیا
به هیچکسی نمیگم چطور دلم شکسته
گذاشتی بمونم تنهاولی بازم میخوام ببخشمت


سلامتی  اونیکه  باهاش بهم زدی
ولی هنوز روزی صد بار عکسش رو میبوسی جای خودش


عشق

همه دردم این بود
عشقش بودم وقتایی که عشقش نبود . . . !

حرف ها

آنقدر میوه های سمپاشی شده به خوردمان دادند
که این روزها
با حرف هایمان هم ، آدم می کشیم . . .

باد آورده

باد آورده را باد می برد
اما
تو که با پای خودت آمده بودی . . .


چقدر درد دارد وقتی از عشقت
 فقط یک شماره ی خاموش مونده باشه


من مانده ام با یاد تــــــــــو
و بغضی که لگد می زند
بر حنجــــــــــــره ای پا به مـــاه . .


خاطرات

خاطراتت صف کشیده اند !
یکی پس از دیگری …
حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !
و من …
فرار می کنم
از فکر کردن به تو
مثل رد کردن آهنگی که …
خیلی دوستش دارم خیلی !

هـر چه از دست میـرود بگذار بـرود …
چیـزی که به اِلتمـاس آلـوده باشد نمیخواهم …!
هـر چه بـاشد حتی زنـدگی …!


شیر یا خط

هر وقت بین دوتا انتخاب مردد بودی
شیر یا خط بنداز !
مهم نیست شیر بیفته یا خط …
مهم اینه که اون لحظه ای که سکه داره رو هوا می چرخه
یه دفعه بفهمی :
دلت بیشتر میخواد شیر بیفته ، یا خط …

بودن یا نبودن

بـه بودن ها ، دیـر عـادت کن
و بــــه نبــودن هــا ، زود …!
آدم ها ، نبودن را بهتر بلدند

مترسک

آدما مترسک سر جالیز نیستن
که وقتی واسه کلاغای دلت تکراری شدن عوضشون کنی
پس یه کم در مورد آدما منصف باش
تا مترسک یکی دیگه نشی …!

احساس

آدم ها دروغ نمی گن
اگر چیزی می گویند صرفا ” احساسشان ” درهمان لحظه ست …
نباید روش حساب کرد …


آقای محترم….به عشقت از سر مهربونی نگو توله سگ…!

خانم محترم..به عشقت از سر مهربونی نگو کره خر…!

هم توله سگ یه روز بزرگ میشه پاچه میگیره….!

هم کره خر بالاخره یه روز خر میشه جفتک میندازه…!)

واسه یه بی معرفت

بی هیچ صدائی می آیند
زمانی که نمی دانی
در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و…
بی هیج نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی که به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چه قدر بی رحمند رویاهـا …




این روزا محتاج توام
من نمیگم دلم میگه
فردا اگه مردم نیا
چه فایده نوش دارو دیگه

بی خداحافظی


میدونم واست عجیبه، این همه اصرار و خواهش
این همه خواستن دستات، بدون حتی نوازش
میدونم واست سواله،واسه تو گریه ی دردم
میگذری از منو میری، اما باز من برمیگردم
میدونم برات عجیبه، من با اون همه غرورم
پیش همه ی بدی هات ،چه جوری بازم صبورم
میدونم واست سواله، که چرا پیشت حقیرم
میگذری از منو میری، باز سراغتو میگیرم
به همین سادگی رفتی، بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه ،سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد ،عمر گلدون تو دستم
گله از تو نیست میدونم، خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون، تو عزیزتر از چشامی
هرجا هستی خوب و خوش باش، تا ابد بغض صدامی
تورو محض لحظه هامون، نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو ،بخدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم ،پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه ، از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم، واسه این بود که می دیدم
داری آب میشی می میری، اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم، تا کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم ، نفسامی که هنوزی
تورو محض خیره هامون ، که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی ، روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمی مونی، من تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار، اما دستامو رها کن
دست تو اول عشقه، بسپرش به آخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار، واسه چشمات گریه میکرد

(( رضا صادقی ))


کودکی

کاش میشد:بچگی را زنده کرد
کودکی شد،کودکانه گریه کرد
شعر ” قهر قهر تا قیامت” را سرود
آن قیامت، که دمی بیش نبود
فاصله با کودکی هامان چه کرد ؟
کاش میشد ، بچگانه خنده کرد

یکی از هزار

دردناک است دوست بداری و گمان کنی دوستت دارند،
حال آنکه
او یگانه هستی تو باشد و
تو یکی از هزاران لذت او...

احساس

این روز ها احساس بچه ای رو دارم که رفت تو کوچه تا بازی کنه
 اما کسی بازیش نمی ده...

تنهایی


تو پیام بازرگانی نشون میده پیره زنه تنها و خسته نشسته
 بعد نوه‌ش بهش اس‌ام‌اس میده،
 از تنهایی در میاد و خوشحال و خندون میشه
بعد میگه: هیچ کس تنها نیست.
 "همراه اول"
پشت سرش تبلیغ نشون میده یارو تولدشه
همه بهش اس‌ام‌اس میدن، ولی داره از تنهایی می‌پکه!
 بعد میگه: پیامک‌ها جای خالی شما را پر نمی‌کنند.
"وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی"
آخه چی بگیم؟

عشق یا دوست داشتن...


عشق جنون است وجنون چیزی جز خرابی و پریشانی نیست
 اما دوست داشتن در اوج، از سر حد تحمل فراتر میرود!

عشق در دریا غرق شدن است
اما دوست داشتن در دریا شنا کردن است!

عشق همواره با اشک آلوده است
اما دوست داشتن سرو پا یقین است و شک ناپذیر!

عشق یک جنبش کور است و پیوندی از سر نابینایی
اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال!

عشق بیشتر ازغریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
اما دوست داشتن از روح طلوع میکند وتا هرجا که روح ارتفاع دارد با آن اوج می گیرد!

عشق طوفانی و متلاطم است
اما دوست داشتن آرام و استوار و با وقار و سرشار از نجابت!


(( دکتر علی شریعتی ))