تورو کجا گمت کردم بگو کجای این قصه
که حتی جوهر شعرم همینو از تو میپرسه
که چی شد اونهمه رویا همون قصری که می ساختیم
دارم حس میکنم شاید من و تو عشقو نشناختیم
میون قلبای امروزی ما نمیدونم چرا نمیشه پل بست
مثه دو ماهی افتاده بر خاک به دور از چشم دریا رفتیم از دست
به لطف و حرمت خاطره هامون نگو همیشه یاد من میمونی
که نه من مثل اون روزای دورم نه تو دیگه برای من همونی
بذار جز این سکوت سرد لبهات برام چیزی به یادگار نمونه
بذار تا نقطه ی پایان این عشق مثل اشکی بشینه روی گونه
تحمل میکنم غیبت ماهو میدونم نیمه ی همدیگه هستیم
نشد پیدا بشیم تو متن قصه به رسم عاشقی هر دو شکستیم