میدونم واست عجیبه، این همه اصرار و خواهش
این همه خواستن دستات، بدون حتی نوازش
میدونم واست سواله،واسه تو گریه ی دردم
میگذری از منو میری، اما باز من برمیگردم
میدونم برات عجیبه، من با اون همه غرورم
پیش همه ی بدی هات ،چه جوری بازم صبورم
میدونم واست سواله، که چرا پیشت حقیرم
میگذری از منو میری، باز سراغتو میگیرم
به همین سادگی رفتی، بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه ،سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد ،عمر گلدون تو دستم
گله از تو نیست میدونم، خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون، تو عزیزتر از چشامی
هرجا هستی خوب و خوش باش، تا ابد بغض صدامی
تورو محض لحظه هامون، نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو ،بخدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم ،پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه ، از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم، واسه این بود که می دیدم
داری آب میشی می میری، اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم، تا کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم ، نفسامی که هنوزی
تورو محض خیره هامون ، که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی ، روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمی مونی، من تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار، اما دستامو رها کن
دست تو اول عشقه، بسپرش به آخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار، واسه چشمات گریه میکرد
(( رضا صادقی ))