همه ی کبوترانم را رها میکنم
شاید تنها راه از دست ندادن نداشتن باشد...
در جاده به زخم رفتن آراست مرا
یک سینه تپش نفس نفس کاست مرا
این بود تمام ماجرای من و او
می خواستمش ولی نمیخواست مرا
ناخواسته به دنیا آمدیم و در گوشمان زمزمه کردندکه دوست بدار
که دوست داشتن رمز زندگیست
حال که دیوانه وار دوستش دارم می گویند فراموشش کن........
در همین حوالی هستند کسانی که تا دیروز می گفتند
بدون تو حتی نفس هم نمی توانم بکشم
اما امروز در آغوش دیگری نفس نفس میزنند...
جالب بود..ممنون
لطف دارید
مرسی عزیزم که بهم سر زی..من تازه شروع کردم اما هر روز آپ میکنم